ميرزا محمد على وفا زواره اى

222

تذكرهء مآثر الباقريه ( فارسي )

بو المجد ، خاتم الفضلاء « 1 » ، باقر العلوم * كز روى و راى ، رشك مه و مهر انور است آن عالمى كه از مدد بخت كارساز * چتر فضايلش ، همه جا سايه‌گستر است ديوى كه جز به راه ضلالت نه در بسيج * در چنبر اطاعتش ايدر مسخّر است جان ، خاك بارگاه جلالش ، كز احتشام * آنجا به سال و مه ، شه و شهروزه همسر است مأيوس تا كه خاك بمانَد ز پاىبوس * گسترده زير پاش ز جبريل شهپر است خورشيد چرخ و تربيت‌باوگان « 2 » خاك * خورشيد راى عالى او ، شرع‌پرور است مصباح دين و ملك ، زرايش مشعشع است * مشكات مهر و ماه ، ز رويش منوّر است باب نبوّت ار نشدى ختم از نياش * مىگفتمى به حجّت و برهان ، پيمبر است از لطف و قهر اوست به احباب و بدسگال * در حيّز زمانه اگر خير يا شر است وز كين و مهر « 3 » اوست به بدخواه و نيك‌خواه * در چارسوى كون اگر نفع يا ضر است از عدل او كه ننگردى جانب غزال * بر چشم خيره ، مژه ضرغام ، نشتر است وز عهد او كه نگذردى سوى گله هيچ * بر گرگ چيره ، شاخ غنم ، نوك خنجر است

--> ( 1 ) - الفقهاء ( 2 ) - زادگان ( 3 ) - مهر و كين